تأليف شد. اين‌كار در سال 1409 به انجام رسيد، ولي چاپ نشد و اين چاپ نشدن احتمالاً به‌خاطر حجم فوق‌العاده عظيم آن بود.1

ز. كُره

چنگ منگ چو، سياستمدار كُره‌اي‌، از بزرگ‌ترين مربيان ملت خويش بود و كنفوسيوسي‌گري‌، يا بيشتر نوكنفوسيوسي‌گري (هسينگ لي‌) را در كشورش مستقر ساخت‌. او شاهد سقوط سلسله‌ٴ يوآن در چين و سلسله‌ٴ كوريو در كره بود، كه تا هنگام مرگش بدان وفادار ماند. آثار فراوان او بيشتر ادبي است تا فلسفي‌؛ با اين‌همه‌، او را بنّاي بزرگ مابعدالطبيعه لقب داده‌اند. شخصيت او مظهر نوزايي كره است‌.2
ملاحظاتي درباب اقسام خرافاتي كه در همه جا بر زمينه‌ٴ فرهنگي سايه افكنده بود.
اشارات فوق‌الذكر به كتاب‌هاي خوابگزاري‌، از قبيل آنچه واوْرينِك به زبان چك‌، مانوئل‌ پالئولوگوس دوم به يوناني و ابن دُقماق‌3 به عربي نوشته‌اند، در فصل مربوط به فلسفه نامربوط به‌نظر مي‌رسد، ولي در آن هنگام‌، تعبير روٴيا يا خوابگزاري شاخه‌اي رسمي از علم به‌شمار مي‌رفت و اعتقاد بدان بخش لاينفكي از فلسفه‌ٴ هركس بود. آ. ث‌. كِلِبس با گنجاندن اين‌گونه‌ كتاب‌ها در فهرست كتاب‌هاي چاپي علوم و پزشكي در سده‌ٴ پانزدهم (1938)، كار شايسته‌اي‌ كرده‌است‌.
غيبگويي‌، يعني فن پيشگويي حوادث آينده يا كشف امور غيبي از روي مشهودات موجود احتمالاً به قدمت فكر بشريت است‌. توجه كنيد، اين تعريف كه عرضه كرديم ممكن بود شامل علم مشروع باشد، ولي به‌تدريج از آن جدا شد. علم منحصراً مستلزم بهره‌گيري از روش‌هاي تجربي و استدلالي است‌، حال آن‌كه غيبگويي غيراستدلالي‌، رازگونه و متكي به‌ اصول آييني و جادويي است‌. امروز تفاوت آنها براي اهل علم كاملاً هويداست‌، ولي براي‌ ديگران اصلاً اين‌طور نيست و در قديم‌، در سده‌هاي ميانه و تا قرن‌ها پس از آن‌، براي‌ خردمندترين افراد هم نامعلوم بود. مثلاً دفاع سيسرون را از غيبگويي در رساله‌ٴ درباب ماهيت‌ خدايان به‌خاطر آوريد.


1.   ¿ يادداشت مربوط به وانگ چن (چهاردهم ـ 1).
2. در مورد پيش‌رفت كنفوسيوسي‌گري (دربرابر بواديي‌گري‌) در زمان سلسله‌ٴ جديد كره  ¿

 Youn, P. 139 f., 1939.

3. احتمال دارد اگر جستجو مي‌كردم تعداد بيشتري از اين‌گونه كتاب‌ها به‌دست مي‌آمد، ولي تنها آنهايي را ذكر كرده‌ام كه در مد نظرم بوده‌است‌. همين‌قدر هم‌ براي نشان‌دادن جنبه‌ٴ شگفت‌انگيزي از تفكر اين عصر، و جهانگيربودن آن كفايت مي‌كند.